شمارهٔ ۱۳ : گر هست دلی، ز عشق، دیوانه به است
شمارهٔ ۸ : ای آن که بلی گوی الست از مایی
شمارهٔ ۹ : آن چیز کزو عالم و آدم بینم
شمارهٔ ۱۰ : ماییم که با ما نبود هیچ روا
شمارهٔ ۱۱ : با اینهمه اختلاف و تمییز که هست
شمارهٔ ۱۲ : بس سرکش را کز سر مویی کُشتم
شمارهٔ ۳ : ما را باشی بهْ که هوا را باشی
شمارهٔ ۴ : عمرت که میان جان و تن گرداند
شمارهٔ ۵ : با خویش همیشه عشقِ خود میبازیم
شمارهٔ ۶ : از عالمِ بیچون به سکون باید شد