شمارهٔ ۹ : شمع آمد و گفت: من به صد جان نرهم
شمارهٔ ۱۰ : شمع آمد و گفت: شخصم آغشته که بود
شمارهٔ ۱۱ : شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد
شمارهٔ ۱۲ : شمع آمد و گفت: عزّت من بنگر:
شمارهٔ ۳ : شمع آمد و گفت: جان فشان آمدهام
شمارهٔ ۴ : شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزد
شمارهٔ ۵ : شمع آمد و گفت: این چه عذاب است مرا
شمارهٔ ۶ : شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بود
شمارهٔ ۷ : شمع آمد و گفت: آمده جانم به لب است
شمارهٔ ۱ : شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش است