شمارهٔ ۵۰ : با گل گفتم: چو چشم آن میدارم
شمارهٔ ۴۶ : بلبل به سحر نعره زنان میآشفت
شمارهٔ ۴۱ : بشکفت به صد هزار خوبی گل مست
شمارهٔ ۴۲ : غنچه که چو پسته لب شود خندانش
شمارهٔ ۴۳ : با گل گفتم که داد بستان و برو
شمارهٔ ۴۴ : بلبل سخنی گفت به گل آهسته
شمارهٔ ۴۵ : گل گفت که در خاک چرا ننشینم
شمارهٔ ۳۶ : زین شیوه که اکنون گل تر میخیزد
شمارهٔ ۳۷ : تاگل ز گریبان چمن سر بر کرد
شمارهٔ ۳۸ : ای گل به دریغِ عمر دل پُر خون کن