شمارهٔ ۲۹ : گل گفت: منم فتاده صد کار امروز
شمارهٔ ۳۰ : گل گفت: چو نیست هفتهای روی نشست
شمارهٔ ۲۱ : گل گفت: که گه زخم زند صد خارم
شمارهٔ ۲۲ : گل گفت: مرا خون جگر خواهد ریخت
شمارهٔ ۲۳ : گل گفت که چند اوفتم در پستی
شمارهٔ ۲۴ : گل گفت: نقاب برگشادیم و شدیم
شمارهٔ ۲۵ : گل گفت: چنین که من کنون میآیم
شمارهٔ ۱۶ : گل گفت که دست زرفشان آوردم
شمارهٔ ۱۷ : گل گفت که تا روی گشادند مرا
شمارهٔ ۱۸ : گل گفت که تا چشم گشادند مرا