شمارهٔ ۵۳ : بشکفت گل تازه به بستان ای دوست
شمارهٔ ۵۴ : آن لحظه که از اجل گریزان گردیم
شمارهٔ ۵۵ : جانا گل بین جامهٔ چاک آورده
شمارهٔ ۵۶ : چون صبح دمید ودامن شب شد چاک
شمارهٔ ۵۷ : صبح از پس کوه روی بنمود ای دوست
شمارهٔ ۴۸ : روزی که بود روز هلاک من و تو
شمارهٔ ۴۹ : ساقی به صبوحی می ناب اندر ده
شمارهٔ ۵۰ : مائیم به عقل ناصواب افتاده
شمارهٔ ۵۱ : خواهی که غم از دل تو یک دم بشود
شمارهٔ ۵۲ : گل جلوه همی کند به بستان ای دوست