شمارهٔ ۱۵ : از بس که دلم بسوخت زین کاردرشت
شمارهٔ ۱۶ : زین دَرد که جز غصهٔ جان میندهد
شمارهٔ ۱۷ : گر زهد کنی سوز وگدازت ببرد
شمارهٔ ۱۳ : تا در بُنهٔ خویش مقام است ترا
شمارهٔ ۱۴ : تا چند ز زاهد ریائی آخر
شمارهٔ ۸ : معشوقه نه سر،نه سروری میخواهد
شمارهٔ ۹ : چون با سرو دستار نمیپردازم
شمارهٔ ۱۰ : در عشق بزرگیم به خردی بدهم
شمارهٔ ۱۱ : ترسابچهای که توبه بشکست مرا
شمارهٔ ۱۲ : نه در سرِ من سَرِسری بینی تو