(۱۱) حکایت سلطان محمود و ایاز : مگر سلطان دین محمود پیروز
(۱۲) حکایت مجنون و لیلی : مگر یک روز مجنون در نشاطی
المقالة العشرون : پسر گفتش که درویشی بسیار
جواب پدر : پدر گفتش که چون زر سایه افکند
(۱) حکایت شیخ با ترسا : یکی شیخی نکو دل صاحب اسرار
(۲) گفتار بزرگی در شناختن حق : بزرگی گفت از پیرانِ این راه
(۳) حکایت مرد صوفی که بر زبیده عاشق شد : زُبَیده بود در هودج نشسته