الحکایه و التمثیل : یکی مفلوج بودست و یکی کور
الحکایه و التمثیل : چو مردآن پیر مرد پیر اصحاب
المقاله السادسه : تو دریا بین اگر چشم تو بیناست
الحکایه و التمثیل : چنین گفت آن عزیزی بادیانت
الحکایه و التمثیل : بشب حلاج را دیدند در خواب
جواب پدر : پدر گفتش که ای مغرور مانده
(۱) حکایت عزرائیل و سلیمان علیهما السلام و آن مرد : شنیدم من که عزرائیل جانسوز
(۲) حکایت آن جوان که از زخم سنگ منجیق بیفتاد : جوانی داشت دیرینه رفیقی
(۳) حکایت دیوانه به شهر مصر : بشهر مصر در شوریدهٔای بود
(۴) حکایت فخرالدین گرگانی و غلام سلطان : بگرگان پادشاهی پیش بین بود