الحكایة و التمثیل : سجدهٔ میکرد ابلیس لعین
الحكایة و التمثیل : گفت یک روزی سلیمان کای اله
الحكایة و التمثیل : آن یکی دیوانه در بغداد شد
الحكایة و التمثیل : ناگهی معشوق طوسی را مگر
الحكایة و التمثیل : بود مجنونی بدست آئینهٔ
الحكایة و التمثیل : گفت چون صحرا همه پربرف گشت
الحكایة و التمثیل : بود خوش دیوانهٔ در زیر دلق
الحكایة و التمثیل : بود مردی چست خوش خوش نام او
المقالة الثامنه : سالک آمد لوح را رهبر گرفت
المقاله الثمانیه : چرا بودی چو بودی کارت افتاد