الحکایه و التمثیل : شنودم از یکی صاحب کرامات
المقاله السابعه عشر : الا یا غافل افتاده از راه
(۶) حکایت جهاز فاطمه رضی الله عنها : اُسامه گفت سیّد داد فرمان
(۷) حکایت آن پیر که دختر جوان خواست : مگر پیری یکی دختر جوان خواست
(۸) حکایت آن درویش با ابوبکر ورّاق : شبی در خواب دید آن مردِ مشتاق
(۹) حکایت آن پیر که خواست که او را میان دو گورستان دفن کنند : چو بود آن شیخ سالی شصت هفتاد
(۱۰) حکایت سفیان ثوری رحمه الله : مگر سُفیان ثوری چون جوان بود
(۱۱) حکایت مسلمان شدن یهودی وحال او : یکی پیر معمّر بود در شام
المقالة السابع عشر : پسر گفتش بر محبوب و معیوب
جواب پدر : پدر گفتش عزیزا چند گوئی