(۳) حکایت محمد غزالی با سلطان سنجر : بسنجر گفت غزّالی که ای شاه
(۴) حکایت سلطان محمود با آن مرد که همنام او بود : مگر محمود میشد با سپاهی
(۵) حکایت سلطان محمود و گازر : مگر میرفت محمود جهاندار
(۶) حکایت حکیم با ذوالقرنین : حکیمی دید ذوالقرنین در راه