ششم : ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا

هفتم : مستی و عاشقی و جوانی و یار ما

نهم : باز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بندست

دهم : هست کسی کو چو من اشکار نیست

یازدهم : بیا، که باز جانها را شهنشه باز می‌خواند

سیزدهم : پیکان آسمان که به اسرار ما درند