شب قدر : ای شب قدر و ای خزانهٔ اجر
مجلس سوم : در مجلس به فرخی وا شد
خویش را احیا کنید : ای سفیهان بهر خود هم اندکی غوغا کنید
شب زمستان : شب شد و باد خنک از جانب شمران وزید
در رثاء جمیل صدقیالذهاوی : دجلهٔ بغداد بر مرگ ذهاوی خون گریست
نکیر و منکر : چون فروبردند نعشم را به گور
انتقاد از انجمن همت : باز بر شاخسار حیله و فن
ترانهٔ ملی : دوشینه ز رنج دهر بدخواه
منقبت : باز در جلوه گری شد صنمی جلوه گری
انتقاد از دولت : یاران روش دگر گرفتند