تکبیت شمارهٔ ۱۵۳۱ : تعمیر خانهای که بود در گذار سیل
تکبیت شمارهٔ ۱۵۳۲ : در سپند من سودازده آتش مزنید
تکبیت شمارهٔ ۱۵۳۳ : دل نبندند عزیزان جهان در وطنی
تکبیت شمارهٔ ۱۵۳۴ : خاطر از وضع مکرر زود در هم میشود
تکبیت شمارهٔ ۱۵۳۵ : میخورد شهر به هم، گر تو ستمگر یک روز
تکبیت شمارهٔ ۱۵۳۶ : کمند زلف در گردن گذشتی روزی از صحرا
تکبیت شمارهٔ ۱۵۲۱ : از دور نیفتد قدح بزم مکافات
تکبیت شمارهٔ ۱۵۲۲ : طومار زندگی را، طی میکند به یک شب
تکبیت شمارهٔ ۱۵۲۳ : از باده توبه کردن مشکل بود، وگرنه
تکبیت شمارهٔ ۱۵۲۴ : چند در خواب رود عمر تو ای بی پروا؟