بخش ۲۶ – خاتمهٔ کتاب : جامی! از شعر و شاعری بازآی!
بخش ۱۶ – رفتن معتمر و عتیبه به جستجوی ریا : خسرو صبح چو علم برزد
بخش ۱۷ – رسیدن معتمر بعد از چندگاه بر سر قبر ایشان : بعد شش سال، معتمر، یا هفت
بخش ۱۸ – حکایت بر سبیل تمثیل : زنگیای روی چون در دوزخ
بخش ۱۹ – در ختم دفتر دوم سلسله الذهب : بود در دل چنان، که این دفتر
بخش ۲۰ – از دفتر سوم سلسلة الذهب در حمد ایزد : حمد ایزد نه کار توست، ای دل!
بخش ۲۱ : بود در مرو شاه جان زالی
بخش ۶ – در بیان به عیب خود پرداختن و نظر به عیب دیگران نینداختن : شیوهٔ واعظ آن بود که نخست
بخش ۲۲ – رسیدن پیامبر (ص) به گروهی و سخن گفتن با ایشان : در رهی میگذشت پیغمبر
بخش ۷ – در مذمت شعرای روزگار : «شعر در نفس خویشتن بد نیست»