بخش ۶۶ – گرفتن زلیخا سر راه یوسف را و التفات نایافتن و بعد از آن به خانه رفتن و بت را شکستن و ایمان به خدای تعالی آوردن و پس بر سر راه وی آمدن و التفات یافتن : نداند عاشق بیدل قناعت
بخش ۵۱ – خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودن : چو شد خانه تمام از سعی استاد
بخش ۵۲ – درآوردن زلیخا یوسف را علیه السلام به خانه هفتم و بذل کردن مجهود در نیل مقصود و گریختن یوسف و ماندن زلیخا در تحیر و تأسف : سخن پرداز این کاشانه راز
بخش ۳۷ – رسدن زلیخا به درگاه پادشاه و سبب ازدحام پرسیدن و جمال یوسف را علیه السلام دیدن و وی را شناختن : زلیخا بود ازین صورت تهی دل
بخش ۵۳ – پیش رسیدن عزیز یوسف را بر بیرون آن خانه و پنهان داشتن آنچه میان وی و زلیخا گذشته بود و افشای زلیخا آن را : چنین زد خانه نقش این فسانه
بخش ۳۸ – به معرض بیع درآوردن مالک یوسف را علیه السلام و خریدن زلیخا وی را به اضعاف آنچه دیگران می خریدند : چه خوش وقتی و خرم روزگاری
بخش ۵۴ – کشیدن سرهنگان یوسف را علیه السلام به جانب زندان و گواهی دادن طفل شیرخواره به پاکی وی و گذاشتن وی : چو یوسف را گرفت آن مرد سرهنگ
بخش ۳۹ – داستان دختر بازغه نام از نسل عاد که به مال و جمال نظیر خود نداشت و غایبانه عاشق جمال یوسف شد و در آن آیینه جمال حقیقت دید و از مجاز به حقیقت رسید : نه تنها عشق از دیدار خیزد
بخش ۵۵ – در دست از دهن باز داشتن زنان مصر و زبان طعن بر زلیخا کشیدن و به تیغ غیرت عشق دست و زبان ایشان بریدن : نسازد عشق را کنج سلامت
بخش ۴۰ – تربیت کردن زلیخا یوسف را علیه السلام و خدمتگاری نمودن وی مر او را به آنچه دسترس وی بود : چو دولت گیر شد دام زلیخا