بخش ۱۲۴ – عقد سی و نهم در نصیحت نفس خود که از همه گرفتارتر است و به نصیحت سزاوارتر : جامی این پرده سرایی تا چند
بخش ۱۰۹ – عقد سی و چهارم در سماع که از خود گذشتن است و آستین بر خلق افشاندن نه گرد خود گشتن و از خدای بازماندن : ای درین خوابگه بی خبران
بخش ۱۲۵ – حکایت حکیم سنایی رحمه الله که در وقت وفات این بیت می خواند : بازگشتم از سخن زیرا که نیست
بخش ۱۱۰ – حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بود : صوفیی راه یقین می پیمود
بخش ۱۲۶ – مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگان : ای رهایی ده هر بیهوشی
بخش ۱۱۱ – مناجات در تقریب نصایح انگیختن : ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
بخش ۱۱۲ – عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانی : ای بلند از قدمت پایه تخت
بخش ۱۱۳ – حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایاب : عدل نوشیروان چو یافت کمال
بخش ۱۱۴ – مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولت : ای ز عدل تو سماوات به پای
بخش ۱۱۵ – عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه : ای می قرب شهت برده ز دست