بخش ۱۰۶ – عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختن : ای ز خود ناشده یک لحظه خلاص
بخش ۹۱ – عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجود : ای درم گرد تو بسیار شده
بخش ۹۲ – حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانید : آن عرابی به شتر قانع و شیر
بخش ۹۳ – مناجات در انتقال از جود به قناعت : ای محیط کرمت عرش صدف
بخش ۹۴ – عقد بیست و نهم در قناعت که بر حد ضرورت وقوف نمودن است و چشم طمع به زیادتی نگشودن : ای کمر بسته به صد حرص چو مور
بخش ۹۵ – حکایت آن حکیم که از تره زار جهان به شاخی چند قناعت کرده بود و از خوان جهانیان دندان طمع برکنده : می شد آن خاصگی شاه به دشت
بخش ۹۶ – مناجات در انتقال از قناعت به تواضع : ای به زندان غمت شاد همه
بخش ۹۷ – عقد سی ام در تواضع که شاخ سربلندی شکستن است و بر خاک نیازمندی نشستن : ای گذشته سرت از چرخ برین
بخش ۹۸ – حکایت پیر آزاده با جوان محتشم زاده : محتشم زاده از نخوت جاه
بخش ۹۹ – مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مدارا : ای وجود همه پیش تو عدم