بخش ۶۲ – حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد : با ادب بنده ای از به طلبی
بخش ۴۷ – حکایت عیاری که در زیر چوب شحنه چندان دندان فشرد که درم سیم در زیر دندان وی پاره پاره شد و دینار صبر وی درست بیرون آمد : شحنه ای گفت که عیاری را
بخش ۶۳ – مناجات در مقام رضا طلبیدن و از آنجا رخت به سر منزل محبت کشیدن : ای رضا بخش ریاضت کیشان
بخش ۴۸ – مناجات در شکر شکر به صبر آمیختن و از تلخی این در شیرینی آن گریختن : ای شکیبا نه دل ما از تو
بخش ۶۴ – عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذات : ای دلت شاه سراپرده عشق
بخش ۴۹ – عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری او : ای که از پات نیابم تا فرق
بخش ۶۵ – حکایت آن پیر خمیده پشت که در طریق محبت قالب راست بر زمین ننهاد و به سبب کجروی خود از نظر معشوق راست بین افتاد : چارده ساله مهی بر لب بام
بخش ۵۰ – حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آورد : زد حکیمی به لب دریا گام
بخش ۶۶ – مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبت : ای فروزان ز تو کاشانه چرخ
بخش ۵۱ – مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاری : ای کشیده به جهان خوان کرم