بخش ۵ – در تحقیق معنی اختیار و جبر : آن بود اختیار در هر کار
بخش ۶۸ – تعزیت گفتن حکیم اول : حکیم نخستین چو شد پرده ساز
بخش ۶۹ – تعزیت گفتن حکیم دوم : چو خامش شد آن پیر یزدان شناس
بخش ۷۰ – تعزیت گفتن حکیم سوم : حکیم دوم چون لب از نطق بست
بخش ۷۱ – تعزیت گفتن حکیم چهارم : ازین گفت و گو چون سیم لب بدوخت
بخش ۷۲ – تعزیت گفتن حکیم پنجم : حکیم چهارم چو گفت آنچه گفت
بخش ۷۳ – عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان را : چو آن در پس ستر عصمت مقیم
بخش ۷۴ – تعزیت نامه ارسطو به مادر اسکندر : پی راحت جان آگاه خویش
بخش ۷۵ – جواب نوشتن مادر اسکندر نامه ارسطو را : چو سرچشمه فیض اسکندری
بخش ۷۶ – در بی وفایی این رباط دو در و بساط آی و گذر که آینده در وی به محنت زید و رونده از وی به حسرت رود : رباطیست گیتی دو در ساخته