شمارهٔ ۶ : صراحی دگر بارم از دست برد
شمارهٔ ۲۲ : گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
شمارهٔ ۷ : من و صلاح و سلامت کس این گمان نبرد
شمارهٔ ۲۳ : ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
شمارهٔ ۸ : کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
شمارهٔ ۹ : در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
شمارهٔ ۱۰ : صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند
شمارهٔ ۱۱ : مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید
شمارهٔ ۱۲ : دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر
شمارهٔ ۱۳ : صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز