غزل شمارهٔ ۳۹۲ : دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
غزل شمارهٔ ۳۹۳ : منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
غزل شمارهٔ ۳۹۴ : ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
غزل شمارهٔ ۳۹۵ : گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
غزل شمارهٔ ۳۹۶ : صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
غزل شمارهٔ ۳۹۷ : ز در درآ و شبستان ما منور کن
غزل شمارهٔ ۳۸۲ : فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
غزل شمارهٔ ۳۹۸ : ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
غزل شمارهٔ ۳۸۳ : چندان که گفتم غم با طبیبان
غزل شمارهٔ ۳۹۹ : کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن