شمارهٔ ۲۳۸ : غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس
شمارهٔ ۲۳۹ : هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم
شمارهٔ ۲۴۰ : به مجلس کو نزیل جود خویش است
شمارهٔ ۲۴۱ – در مدح اقضیالقضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی : بخ بخ ار فاروق ثانی را کنم مدحت به جان
شمارهٔ ۲۴۲ : آرزو بود نعمتم لیکن
شمارهٔ ۲۳۳ : امشب من و اوحد و مید
شمارهٔ ۲۳۴ : بیش بیش است فضل خاقانی
شمارهٔ ۲۳۵ : در چنین علت ای طبیب مرا
شمارهٔ ۲۳۶ – در شکر ایادی شمس الدین رئیس : من که خاقانیم جفای وطن
شمارهٔ ۲۳۷ : خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من