شمارهٔ ۷ – در مرثیهٔ امیر عضد الدین فریبرز و خواهر او، دو فرزند شروان شاه : ای روز رفتگان جگر شب فرو درید
شمارهٔ ۸ – در مرثیهٔ خواجه ابوالفارس : کارم از دست پایمرد گذشت
شمارهٔ ۹ – در مرثیهٔ فرزند خود رشید الدین : بر سر شه ره عجزیم کمر بربندیم
قصیده : بکت الرباب فقلت ای بکاء
تجدید مطلع : مهمانسجت دروع مجد فیالسماء
شمارهٔ ۴ – در مدح امام الشارع وحید الدین ابو المفاخر عثمان پسر کافی الدین عمر پسر عم و داماد خاقانی : آن نه روی است آنکه آشوب جهان است آنچنان
شمارهٔ ۵ – در مدح خاقان کبیر جلال الدین ابو المظفر شروان شاه : سر چو آه عاشقان برکرد صبح
شمارهٔ ۶ – در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان : خندهٔ سر به مهر زد دم صبح
شمارهٔ ۷ – در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان : جو به جو راز جهان بنمود صبح
شمارهٔ ۱ – در وعظ و حسن تخلص به نعت پیغمبر اکرم و تخلص به مدح ناصر الدین ابراهیم : دلا از جان چه برخیزد؟ یکی جویای جانان شو