غزل شمارهٔ ۶۲۹ : ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم
غزل شمارهٔ ۶۳۰ : چو چشم مست تو می پرستم
غزل شمارهٔ ۶۳۱ : ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم
غزل شمارهٔ ۶۳۲ : من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم
غزل شمارهٔ ۶۳۳ : امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
غزل شمارهٔ ۶۳۴ : تخفیف کن از دور من این باده که مستم
غزل شمارهٔ ۶۳۵ : رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم
غزل شمارهٔ ۶۳۶ : روزگاری روی در روی نگاری داشتم
غزل شمارهٔ ۶۲۱ : من ز دست دیده و دل در بلا افتادهام
غزل شمارهٔ ۶۳۷ : صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم