بخش ۵۷ – قصه گریستن شاعری که قصیده غرا به حضرت شاه خواند و هیچ کس تحسین نکرد جز جاهلی که به اسالیب سخن عارف نبود : شاعری در سخنوری ساحر
بخش ۴۲ – امتحان کردن شاه آن دو غلام را : شاه روزی به اتفاق شکار
بخش ۵۸ – حکایت آن . . . که یکی از فضلا التماس کرد که علی را تعریف کن و پرسیدن آن فاضل که کدام علی را آن علی را که معتقد توست یا آن علی را که معتقد ماست : آن یکی پیش عالمی فاضل
بخش ۴۳ – سرعت نمودن غلام مقبول به انقیاد امر پادشاه و تبری کردن او از حول و قوت خویش : آن یکی چست از زمین برجست
بخش ۵۹ – در بیان آنکه اکثر خلق عالم روی پرستش در موهوم و مخیل خود دارند : خلق عالم همه درین کارند
بخش ۴۴ – ابا کردن غلام دیگر از امتثال فرمان پادشاه : شاه چون اضطراب او می دید
بخش ۶۰ – اشارة الی تفسیر قوله تعالی فاینما تولوا فثم وجه الله : از نبی اینما تولوا خوان
بخش ۲۹ – در بیان آنکه از خودی خود رستن و از عجب و ریا خلاص شدن جز در خدمت پیر صاحب تصرف دست ندهد : آن زمان از ریا و عجب رهی
بخش ۳۰ – در بیان معنی رباعی که منسوب است به یکی از سلسه خانواده خواجگان ماوراء النهر قدس الله اسرارهم : با هر که نشستی و نشد جمع دلت
بخش ۳۱ – در ترغیب مطالب بر مراقبه که عبارت است از نسیان رؤیة المخلوق بدوام النظر الی الخالق بنسیان رؤیة المخلوق یعنی رونده راه می باید که دائما ناظر جناب احدیت باشد و رقم نسیان و نیستی و فنا بر ناصیه جمیع مخلوقات کشد : سر مقصود را مراقبه کن