در خطاب کردن شیخ توبه و تمثیل و حقیقت کل فرماید : چنین گفتست شیخ مهنه آن پیر
حکایت کردن از شیخ شبلی در بی نشانی حسین منصور ازعالم و در بی نشانی یافتن فرماید : چنین گفت است شبلی پیر عشاق
مناجات کردن شیخ اکّافی در حضرت آفریدگار عزّ شانه و آمرزش خواستن او از حق : شبی میگفت اکّافی همین راز
در جواب دادن اکّافی قدّس سره هاتف غیب و اسرارهای نهانی یافتن فرماید : یکی هاتف مر او را داد آواز
در التماس کردن فناء کل حضرت سلطان العارفین از شیخ حسین منصور قدّس اللّه روحهما فرماید : زبان بگشاد و گفت ای راز مطلق
در هاتف شب و آواز دادن و رهنمائی کردن مرد درویش را فرماید : یکی هاتف مر او را داد آواز
در سئوال کردن مرید ا زحضرت شیخ که شیطان مرا زحمت میدهد و جواب دادن شیخ مرید را فرماید : یکی پیری ز پیران گشت واصل
در خطاب کردن با روح القدس و فضایل آن گفتن و عجز و مسکینی آوردن و تسلیم شدن در همه احوال فرماید : الا ای جوهر قدسّی یکتای
درخواب دیدن عاشق که گوش معشوق بدست گرفته و از خواب بیدار شدن و گوش خود را در دست خود دیدن فرماید : چنان مدهوش عشق اندر فنا بود
در نگاه کردن درویش در کواکب و پاسخ دادن ایشان در اسرار نهانی و طلب کردن مقصود فرماید : مگر میکرد درویشی نگاهی