بخش ۱۰۸ – گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست بمقام استغراق : پس عمر گفتش که این زاری تو
بخش ۱۰۹ – تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی میکنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا : گفت پیغامبر که دایم بهر پند
بخش ۱۱۰ – قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت : یک خلیفه بود در ایام پیش
بخش ۷۹ – سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه : مرد گفتش کای امیرالمؤمنین
بخش ۹۵ – مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن : تن قفسشکلست تن شد خار جان
بخش ۸۰ – اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی : کرد حق و کرد ما هر دو ببین
بخش ۹۶ – تفسیر ما شاء الله کان : این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
بخش ۸۱ – تفسیر و هو معکم اینما کنتم : بار دیگر ما به قصه آمدیم
بخش ۹۷ – داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بینوایی چنگ زد میان گورستان : آن شنیدستی که در عهد عمر
بخش ۸۲ – سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم : گفت یا عمر چه حکمت بود و سر