بخش ۱۵۰ – حکایت بر سبیل تمثیل : داشت در ده مقام بیوه زنی
بخش ۱۵۱ – قال الله تعالی یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله : حسرت از جان او برآرد دود
بخش ۱۵۲ – تنبیه للغافلین و ایقاظ للنائمین : ای به مهد بدن چو طفل صغیر
بخش ۱۵۳ – قصه روستایی که درازگوش پیر لنگ پشت ریش به بازار خر فروشان برد، دلال فریاد برداشت که کی می خرد خری جوان روان تندرست، روستایی چون آن بشنید باور داشت و از فروختن درازگوش پشیمان شد : پاسخش داد کای سلیم القلب
بخش ۱۵۴ – قال رسول الله صلی الله علیه و سلم احثواالتراب فی وجوه المداحین: کذا فی صحیح المسلم رحمة الله علیه و فیه ایضا مدح رجل عند النبی صلی الله علیه و سلم. قال صلی الله علیه و سلم: ویحک قطعت عنق صاحبک : گوش بر مدح مدح گو کم نه
بخش ۱۵۶ – تمام شدن انشاء قصیده فرزدق در مدح امام زین العابدین رضی الله عنه و غضب کردن هشام بر فرزدق و حبس کردن وی : چون هشام آن قصیده غرا
بخش ۱۲۵ – در بیان آنکه نسبت حال مؤمنان و کافران با انبیا علیهم السلام همچون نسبت حال سپاه اسکندر است با اسکندر : چون رسید از خدا کتاب و رسول
بخش ۱۲۶ – سؤال و جواب : گر تو گویی به حکم عقل روا
بخش ۱۲۷ – التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجات : یا جلی الظهور و الاشراق