بخش ۲۱۸ – سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست : آمدش پیغام از دولت که رو
بخش ۲۱۹ – تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی : گفت پیغامبر که معراج مرا
بخش ۲۲۰ – آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او : گرچه نشنید آن موکل آن سخن
بخش ۲۲۱ – بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور : دزد قهرخواجه کرد و زر کشید
بخش ۲۲۲ – جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب : آمدیم اینجا که در صدر جهان
بخش ۲۲۳ – داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام : پشه آمد از حدیقه وز گیاه
بخش ۲۲۴ – امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکم : پس سلیمان گفت ای زیبادوی
بخش ۲۲۵ – نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید : میکشید از بیهشیاش در بیان
بخش ۱۹۴ – دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد : قوم گفتندش مکن جلدی برو
بخش ۲۱۰ – تفسیر آیت واجلب علیهم بخیلک و رجلک : تو چو عزم دین کنی با اجتهاد