بخش ۱۳۷ – رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی : حاصل آن روضه چو باغ عارفان
بخش ۱۳۸ – رجوع کردن بدان قصه کی شاهزاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت : قصه کوته کن که رای نفس کور
بخش ۱۳۹ – وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهلترست : آن یکی شخص به وقت مرگ خویش
بخش ۱۴۰ – مثل : آنچنان که گفت مادر بچه را
بخش ۱۱۱ – بحث کردن آن سه شهزاده در تدبیر آن واقعه : رو به هم کردند هر سه مفتتن
بخش ۱۱۲ – مقالت برادر بزرگین : آن بزرگین گفت ای اخوان خیر
بخش ۱۱۳ – ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره : پادشاهی مست اندر بزم خوش
بخش ۱۱۴ – روان گشتن شاهزادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیکتر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیکتر شدن محمودست الی آخره : این بگفتند و روان گشتند زود