بخش ۳۷ – مناجات : ای مبدل کرده خاکی را به زر
بخش ۳۸ – قال النبی علیهالسلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال : گفت پیغامبر که رحم آرید بر
بخش ۴۰ – حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید : شد محمد الپ الغ خوارزمشاه
بخش ۲۵ – تفسیر و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم الایه : یا رسولالله در آن نادی کسان
بخش ۴۱ – بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران : روزها آن آهوی خوشناف نر
بخش ۲۶ – قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را میکند به منقار و میانداخت و تن خود را کل و زشت میکرد از تعجب پرسید کی دریغت نمیآید گفت میآید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست : پر خود میکند طاوسی به دشت
بخش ۴۲ – تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاوان لاغر را خدا به صفت شیران گرسنه آفریده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها میخوردند اگر چه آن خیالات صور گاوان در آینهٔ خواب نمودند تو معنی بگیر : آن عزیز مصر میدیدی به خواب
بخش ۲۷ – در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی : روی نفس مطمئنه در جسد
بخش ۴۳ – بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید : شهوتی است او و بس شهوتپرست