بخش ۱۲ – عرضه کردن مصطفی علیهالسلام شهادت را بر مهمان خویش : این سخن پایان ندارد مصطفی
بخش ۱۳ – بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی : گرچه آن مطعوم جانست و نظر
بخش ۱۴ – انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس : قسم او خاکست گر دی گر بهار
بخش ۱ – سر آغاز : شه حسامالدین که نور انجمست
بخش ۲ – تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک : تو خلیل وقتی ای خورشیدهش
بخش ۳ – در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یاکل فی سبعة امعاء و الممن یاکل فی معا واحد : کافران مهمان پیغامبر شدند
بخش ۴ – در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود : مصطفی صبح آمد و در را گشاد