بخش ۱۲۷ – عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرند : ای ز گلزار سخن یافته بوی
بخش ۱۲۸ – حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود برد : میوه ها تازه و تر شاخ به شاخ
بخش ۱۲۹ – مناجات در انتقال به خاتمه : ای به لطف انجمن جان آرای
بخش ۱۳۰ – ختم کتاب و خاتمه خطاب : دامت آثارک ای طرفه قلم
بخش ۱۱۱ – مناجات در تقریب نصایح انگیختن : ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
بخش ۱۱۲ – عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانی : ای بلند از قدمت پایه تخت
بخش ۱۱۳ – حکایت معموری مملکت نوشیروان که جغد از بی خرابگی خراب بود و ویرانه چون گنج نایاب : عدل نوشیروان چو یافت کمال
بخش ۱۱۴ – مناجات در انتقال از دولتخواهی ارباب سلطنت به نیکخواهی ارکان دولت : ای ز عدل تو سماوات به پای
بخش ۱۱۵ – عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه : ای می قرب شهت برده ز دست
بخش ۱۱۶ – حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بود : عمر ثانی آن همچو نخست