فی ذمالجهال والناصحین لهم : نوح را گرچه عمر داد اله
حکایت : ایهّاالناس روز بیشرمیست
در شرع و شعر گوید : ای سنایی چو شرع دادت بار
کتاب کتبه الی بغداد مع نسخة تصنیفه انفذه عند الامام الاجل الاوحد برهانالدّین ابیالحسن علیبن ناصر الغزنوی یعرف به بریانگر : ای تو بر دین مصطفی سالار
فیالقناعة : گوشهای گیر از این جهان مجاز
حکایت : آن شنیدی که بود پنبهزنی
التمثیل : از پی نای و چنگ بوالخداش
حکایت : آن شنیدی که رفت نادانی
در صفت خلوت و تنهایی گوید : سلوتی نیست روح را از کس
در وصف بیطمعی و خویشتنداری خود گوید : من نه مرد زن و زر و جاهم