در مدح اقضیالقضاة جمالالدیّن ابوالقاسم محمودبن محمّدِالاثیری : چون از این طایفه گذر کردی
در مدح اقضیالقضاة نجمالدّین ابوالمعالیبن یوسفبن احمد الحدّادی : نام او در عمل صحیحالجهد
در مدح شیخالامام جمالالدّین ابونصر احمدبن محمّدبن سلیمان الصغانی : بعد او خواجهٔ امام امین
در مدح صدرالدّین شمسالائمه ابوطاهر عمر : صدر دین شمسهٔ ائمّه عُمَر
در عدل نمودن و ظلم کردن : دولت اکنون ز امن و عدل جداست
در سیاست پادشاه : ملک چون بوستان نخندد خوش
در حکم راندن پادشاه : پایهٔ قدر آن جهانی جوی
مدح پادشاه به ترتیب کواکب و بروج دوازدهگانه : پای برنه بر آسمان سرمست
فی صفةالعلماء و امراء الدولة القاهرة و صفة غلمانه و جنده کثّرهماللّٰه : عالمانت چو تیغ چیره زبان
ستایش امیرجلالالدولة ابوالفتح دولتشاهبن بهرامشاه ابن مسعود اناراللّٰه براهینهم : تا دل و دولتست و بینایی