التمثیل فیالعالم والمتعلّم : از عمل مرد علم باشد دور
التّمثیل فیالمحبّة والشّکر : آن یکی خیره ز اشتری پرسید
حکایت شبلی رحمةاللّٰه در اخلاص و ریا : شبلی آنگه که کرد از خود صید
حکایة فیالعجز والسکوت : شبلی از پیر روزگار جُنید
در نفس کلّی و پیوستن به عقل و معرفت گوید : در عبارت کتاب مسطورست
در روح حیوانی گوید : بعد ازان سالکان چو بشتابند
اندر کمال عقل : چار طبعش مرید و او پیرست
اندر عزّت عقل : عزّتِ عقل هست سوی روان
اندر جمال عقل : سبب امت و رسولی او
در آفرینش جهان : از برای تناهی اندر کرد