شمارهٔ ۵۳ : نفس در سینه باد خزان می سوخت نومیدی
شمارهٔ ۵۴ : هر کسی چیزی ز اسباب جهان برداشته است
شمارهٔ ۵۵ : گر نباشد در میان روی تو، از یک آه گرم
شمارهٔ ۴۶ : صائب ز فکرهای گلوسوز من نماند
شمارهٔ ۴۷ : با بد و نیک جهان در دشمنی یکرو مکن
شمارهٔ ۴۸ : ز شوخی ها به برق نوبهاران نسبتی دارد
شمارهٔ ۴۹ : تشنه معنی تازه است مرا ساغر گوش
شمارهٔ ۳۶ : آرزو خار و خسی نیست که آخر گردد
شمارهٔ ۳۷ : نفس شمرده زن ای بلبل نوا پرداز
شمارهٔ ۳۸ : ز برگ پان لب جانان عقیق پیما شد