حكایت : بود بیچاره دلی مجنون شده
حكایت عیسی علیه السلام با جهودان : چون جهودان از قضا عیسی پاک
جواب عیسی علیه السلام سبیحون را : از یقینت این سخن را گوش دار
حكایت : بر لب دریا همی شد عارفی
حكایت مرد كر و قافله : بود وقتی در ره حج قافله
حكایت شهباز و صیاد : شاه بازی بود پرها کرده باز
در تقریر راه و تفسیر آن : هیچکس زین راه تقریری نکرد
جدا شدن آدم و حوا از یكدیگر : چون جدا شد آدم خاکی ز جفت
در صفت كتاب گوید : گوش کن ای هوشمند راز بین
آغاز كتاب اشترنامه : یک دمی ای ساربان عاشقان