امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق : به گرمی گفتش ار کار دگر هست
گفتار در آغاز داستان و چگونگی عشق : مرا زین گفتگوی عشق بنیاد
در افزونی محبت فرهاد و شور عشق او در فراق شیرین : عجب دردیست خو با کام کردن
در جستجوی جایی دلکش و سرزمینی خرم : ز هم پرواز اگر مرغی فتد دور
در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور : اثرها دارد این آه شبانه
گفتار در رفتار خادمان شیرین به طلب نزهتگاه دلنشین و پیدا نمودن دشت بیستون و خبردادن شیرین را : خوشا خاکی و خوش آب و هوایی
در حکایت گفتگوی آن بیخبر از مقامات عشق با مجنون و جواب دادن مجنون : شنیدم عاقلی گفتا به مجنون
حکایت : یکی صیاد مرغی بسته پر داشت
گفتار در بیرون آمدن شیرین از مشکوی خسرو : بت پر شکوه ماه پر شکایت
گفتار اندر طلب نمودن شیرین استادان پرهنر را برای بنا نمودن قصر شیرین و یافتن خادمان فرهاد را : بنایی را که باشد حسن بانی