شمارهٔ ۱۸۳ – و نیز : سخن را به خواب اندرون دوش گفتم
شمارهٔ ۱۸۴ – در هجای علی سه بوسش : ای سه بوسش به آدمی ناژی
شمارهٔ ۱۸۵ : روی من شد چو زر و دیده چو سیم
شمارهٔ ۱۸۶ : زشتم خواندی و راست گفتی
شمارهٔ ۱۸۷ : خسرو از مازندران آید همی
شمارهٔ ۱۷۵ : نکند دانا مستی نخورد عاقل می
شمارهٔ ۱۷۶ : کسی را کو نسب پاکیزه باشد
شمارهٔ ۱۷۷ : شربهای جهان همه خوردیم
شمارهٔ ۱۶۸ : شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی
شمارهٔ ۱۶۹ : تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی