شمارهٔ ۱۶۴ : بخور من بود دود درمنه
شمارهٔ ۱۶۵ : ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده
شمارهٔ ۱۶۶ : ای زده بر فلک سراپرده
شمارهٔ ۱۶۷ : این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه
شمارهٔ ۱۵۸ : با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل
شمارهٔ ۱۴۸ : روزگاریست که کان گهرند
شمارهٔ ۱۴۹ : خواهد که شاعران جهان بی صله همی
شمارهٔ ۱۵۰ : چو شعر حکیمانه گفتم ترا
شمارهٔ ۱۵۱ : هر که چون کاغذ و قلم باشد
شمارهٔ ۱۵۲ : ای خرد را جمال و جان را زین