شمارهٔ ۴۶ : می آرد شرف مردمی پدید
شمارهٔ ۶۲ – در مذمت اسب خود : بود اعور و کوسج و لنگ و پس من
شمارهٔ ۴۷ : دریغ! مدحت چون درو آبدار غزل
شمارهٔ ۴۸ : هر باد، که از سوی بخارا به من آید
شمارهٔ ۴۹ : کار همه راست، آن چنان که بباید
شمارهٔ ۵۰ : دریا دو چشم و آتش بر دل همی فزاید
شمارهٔ ۵۱ : اندی که امیر ما باز آید پیروز
شمارهٔ ۳۶ : گل دگر ره به گلستان آمد
شمارهٔ ۳۷ – دیر زیاد آن بزرگوار خداوند : دیر زیاد! آن بزرگوار خداوند
شمارهٔ ۳۸ : جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست