شمارهٔ ۲۶۱ – غائلهٔ گیلان : شد به اقبال شهنشه ختم کار جنگلی
شمارهٔ ۲۶۲ – به یاد صحبت اخوان و اطاق آفتاب روی تهران : روزگار آشفتگی دارد بسر، کو همدمی
شمارهٔ ۲۶۳ – خواطر و آراء : ز تقوی عمر ضایع شد، خوشا مستی و خودکامی
شمارهٔ ۲۶۴ – هوس شاعر : گر به کوه اندر پلنگی بودمی
شمارهٔ ۲۶۵ – دامنه البرز : باد صبح ازکوهسار آید همی
شمارهٔ ۲۶۶ – دل شکسته : بدرود گفت فر جوانی
شمارهٔ ۲۶۷ – خصم خرد : مخور تا توانی می اندر جوانی
شمارهٔ ۲۵۲ – تغزل : ز عشق خوبروبان حصاری
شمارهٔ ۲۵۳ – انقراض قاجاریه : بدرود گفت دولت قاجاری
شمارهٔ ۲۳۸ – سکوت شب : آشفت روز بر من، از این رنج جان گزای