شمارهٔ ۲۰۷ – دریغ من! : آتش کید آسمان سوخت تنم، دریغ من
شمارهٔ ۲۰۸ – فقر و فنا : بر تختگاه تجرد سلطان نامورم من
شمارهٔ ۲۰۹ – ای وطن من : ای خطهٔ ایران مهین، ای وطن من
شمارهٔ ۲۱۰ – آسمان پیما : چون به پشت آسمانپیما برآمد پای من
شمارهٔ ۲۱۱ – رود کارون : خوشا فصل بهار و رود کارون
شمارهٔ ۲۱۲ – بیزاری از حیات : مرا دلی است ز دست زمانه غرقه به خون
شمارهٔ ۲۱۳ – ماجرای واگون : هوشم ز سر پریده از ماجرای واگون
شمارهٔ ۱۹۸ – پیام به یاران تهران : ای صبا رو به جانب تهران
شمارهٔ ۲۱۴ – خدعهٔ حسود : حاسدم دست خدیعت برکشید از آستین
شمارهٔ ۱۹۹ – به یکی از معاندین : ای کسروی ای سفیه نادان