بخش ۵۸ – در ختم کتاب و خاتمه خطاب : هر چند چو بحر تلخکامی
بخش ۴۳ – جواب نوشتن مجنون نامه لیلی را : مجنون چو به نامه در قلم زد
بخش ۴۴ – بیمار شدن شوهر لیلی و وفات یافتن وی با داغ محرومی از وصال لیلی : نیرنگ زن بیاض این راز
بخش ۴۵ – خبر وفات شوهر لیلی به مجنون رسیدن و گریستن وی از آن خبر و سبب پرسیدن قاصد از آن گریه : آن رفته ز قید عقل بیرون
بخش ۴۶ – رفتن مجنون به حوالی دیار لیلی و ملاقات و مقالات وی با سگی که در کوی وی دیده بود : گوهر کش سلک این حکایت
بخش ۴۷ – پوست پوشیدن مجنون و به میان گوسفندان لیلی درآمدن و به حوالی خیمه گاه وی رفتن : آن پوست و مغز قصه اش نغز
بخش ۴۸ – رفتن مجنون به طفیل گدایان به خیمه گاه لیلی و شکستن لیلی کاسه وی را و رقص کردن مجنون از ذوق آن : شیرین سخن شکر فسانه
بخش ۳۳ – رسیدن کثیر به روضه پر غزالان و خبر آوردن پیش مجنون و جواب آن شنیدن : چون رفت کثیر آن هنرور
بخش ۳۴ – شنیدن خلیفه آوازه مجنون را در عشقبازی و شعرپردازی و طلب داشتن وی : دهقان شکوفه بند این شاخ
بخش ۳۵ – صفت تابستان و خبر یافتن مجنون از رفتن لیلی به حج و همراه شدن با قافله وی : سیاح حدود این ولایت