بیت : سزای رنجبر گلشن امید، بس است
یاد یاران : ای جسم سیاه مومیائی
قطعه : ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام : پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام : اینکه خاک سیهش بالین است
قطعه : ما نیز در دیار حقیقت، توانگریم
قطعه – مرد پندارند پروین را، چه برخی ز اهل فضل : از غبار فکر باطل، پاک باید داشت دل
قطعه : گر شمع را ز شعله رهائی است آرزو
قطعه : بی رنج، زین پیاله کسی می نمیخورد
بیت : خیال آشنائی بر دلم نگذشته بود اول