شمارهٔ ۳۸۳ : امید به زندگانیم نیست بسی
شمارهٔ ۳۸۴ : مسعود چو دربند گرفتار شدی
شمارهٔ ۳۸۵ : نالنده تر از نایم در قلعه نای
شمارهٔ ۳۸۶ : ای شاه جهان ز ملک باقی شادی
شمارهٔ ۳۸۷ : بر شاهان جمله پادشاهی داری
شمارهٔ ۳۸۸ : آمد بر من خیال زیبا یاری
شمارهٔ ۳۸۹ : ای چرخ همه کار به پرگار زدی
شمارهٔ ۳۹۰ : از غنچه ناشکفته مستورتری
شمارهٔ ۳۹۱ : از بلبل بر سرو طربناک تری
شمارهٔ ۳۹۲ : ای قلعه نای مادر ملک تویی