شمارهٔ ۳۲۸ : مشک از سر زلفین تو بویم پس ازین
شمارهٔ ۳۲۹ : زاری و دعا کن به سحرگاه ای تن
شمارهٔ ۳۳۰ : دیدی که غلام داشتم چندان من
شمارهٔ ۳۳۱ : روزم تیره ست از آن رخ مهوش تو
شمارهٔ ۳۳۲ : دل بست شود چو سرفرازد با تو
شمارهٔ ۳۳۳ : آنی که بری دست نیازد با تو
شمارهٔ ۳۳۴ : هر جان که بود برتر از آن باشی تو
شمارهٔ ۳۰۳ : با کس غم تو بیش نخواهم گفتم
شمارهٔ ۳۱۹ : نه روزم هیزم است و نه شب روغن
شمارهٔ ۳۰۴ : این دیبه دو روی به کلک دو زبان