حسین (ع) : شب است و بساط عیش، به خوبی مرتب است
بلدی : چار ماه است که مهمل شده کار بلدی
وطن در خطر است : مهرگان آمد و دشت و دمن در خطر است
خمریه : انگور شد آبستن هان ای بچهٔ حور
شکوه : زال زمستان گریخت از دم بهمن
در مدح امیرمؤمنان (ع) : ای نگار روحانی، خیز و پرده بالا زن
پند سعدی : پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود
فتح تهران : مژده که آمد برون خاطر ما ز انتظار
کار ما بالاگرفت! : شاه نو بر تختگه ماواگرفت
تهنیت فتح آذربایجان : فلق لیلالفراق، وریح وصل تفوح